X
تبلیغات
❤(جملات عاشقانه زیبا)❤ - اشعار عرفانی

❤(جملات عاشقانه زیبا)❤

جملات عاشقانه عکس نامه عاشقانه جملات عارفانه عاشقانه کد موزیک جدید متن ها زیبا عاشقانه همراه با عکس

X
ست سارافون و گردنبند بهار طراحی متفاوت سال

دوخته شده با بهترین پارچه ترگال

همراه با یک گردنبند جهت ست کردن ...


هدیه ای مناسب برای خانم های شیک پوش و مشکل پسند


ارائه شده در دو رنگ متفاوت

برای اولین بار در ایران





امشب

امشب...

دست در دست شبم

و شانه هایم زیر بار سنگین سکوت

و موج اشک در چشمانم پیدا

نقاشی ام ترکیبی است 

با رنگ سیاه شب

سایه ی تنهایی ام بر اب است

و صدای تپش درد من می اید

ساحل امشب تنهاست

و ماه در اغوش سحر میخوابد

تا انتهای نگاه خواب را میخوانم

اه..که چه تلخ است این خواب

و چه سخت است امشب

گل نیلوفر در لجن زار غم است

و لبخند ابی بر لبانش پیداست

تصویر خاموشی بر چشمانم


برچسب‌ها: اشعار عرفانی, اشعار عاشقانه, اشعارکوتاه وزیبا
+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم مرداد 1391ساعت 14:4  توسط علی  | 

ابر بارونی

ببار ای ابر بارونی که از دنیا بریدم،
 از این نا مهربونی ها به انتها رسیدم،
 از این نامردمی ها گرچه دلگیرم ولی شکر،
 که از قلب همین طوفان به ساحل ها رسیدم


برچسب‌ها: اشعار عرفانی, اشعار عاشقانه, اشعارکوتاه وزیبا
+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم مرداد 1391ساعت 2:0  توسط علی  | 

شعر زیبا وعاشقانه و غمگین


می روم اما بدان یک سنگ هم خواهد شکست
آنچنان که تارو پود قلب من از هم گسست
می روم با زخم هایی مانده از یک سال سرد
آن همه برفی که آمد آشیانم را شکست
می روم اما نگویی بی وفا بود و نماند
از هجوم سایه ها دیگر نگاهم خسته است
راستی : یادت بماند از گناه چشم تو
تاول غربت به روی باغ احساسم نشست
طرح ویران کردنم اما عجیب و ساده بود
روی جلد خاطراتم دست طوفان نقش بست

شبی غمگین تر از شبهای فرهاد
به یاد لحظه های رفته بر باد
به یاد سروهای سبز و عاشق
نشستم گریه کردم تا شقایق
صدایم یک نیستان بی قراری
غروب و حسرت و چشم انتظاری
به یادت ای عزیز نازنینم !
شبی تنها و خاکستر نشینم
از آن آتش که شب را شعله ور کرد
چه بر جا مانده جز خاکستر سرد
شکفته یاد گل در گریه هایم
پر از حرفم اگر چه بی صدایم
به سوگت ای چراغ خانه ی دل
چو کولی ای روم ، منزل به منزل
که تا شاید ز تو یابم نشانه
ز تو ای شاعر هر چه ترانه
تو را می پرسم از اندوه مهتاب
که می گرید به روی بستر آب
تمام چشم را من جستجویم
مگر یابم تو را در روبرویم


به خارزار جهان ، گل به دامنم با عشق
صفای روی تو ، تقدیم می کنم با عشق
در این سیاهی و سردی ، بسان آتشگاه
همیشه گرمم ، همیشه روشنم با عشق
همین نه جان به ره دوست می فشانم شاد
به جان دوست ، که غمخوار دشمنم با عشق
به دست بسته ام ای مهربان ، نگاه مکن
که بیستون را از پا در افکندم با عشق
دوای درد بشر یک کلام باشد و بس
که من برای تو فریاد می زنم با عشق



باور نکن تنهاییت را
من در تو پنهانم تو در من
از من به من نزدیکتر تو
از تو به تو نزدیکتر من
باور نکن تنهاییت را
تا یک دل و یک درد داری
تا در عبور از کوچه ی عشق
بر دوش هم سر می گذاری
دل تاب تنهایی ندارد
باور نکن تنهاییت را
هر جای ای دنیا که باشی
من با توئم تنهای تنها
من با توئم هر جا که هستی
حتی اگر با هم نباشیم
حتی اگر یک لحظه یک روز
با هم در این عالم نباشیم


برچسب‌ها: اشعار عرفانی, اشعار عاشقانه, اشعارکوتاه وزیبا
+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم مرداد 1391ساعت 17:14  توسط علی  | 

جای من خالی‌ست

من بهار دیگری را دوست می‌دارم
جای من خالی‌ست
جای من در میز ِ سوم، در کنار پنجره خالی‌ست
جای من در درس نقاشی
جای من در جمع کوکب‌ها
جای من در چشم‌های دختر خورشید
جای من در لحظه‌های ناب
جای من در نمره‌های بیست

جای من در زندگی خالی‌ست


برچسب‌ها: اشعار عرفانی, اشعار عاشقانه, اشعارکوتاه وزیبا
+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم مرداد 1391ساعت 21:20  توسط علی  | 

شعر زیبا وعشقولانه از مولوی

من از کجا پند از کجا باده بگردان ساقیا
آن جام جان افزای را برریز بر جان ساقیا
بر دست من نه جام جان ای دستگیر عاشقان
دور از لب بیگانگان پیش آر پنهان ساقیا
نانی بده نان خواره را آن طامع بیچاره را
آن عاشق نانباره را کنجی بخسبان ساقیا
ای جان جان جان جان ما نامدیم از بهر نان
برجه گدارویی مکن در بزم سلطان ساقیا
اول بگیر آن جام مه بر کفه آن پیر نه
چون مست گردد پیر ده رو سوی مستان ساقیا
رو سخت کن ای مرتجا مست از کجا شرم از کجا
ور شرم داری یک قدح بر شرم افشان ساقیا...


برچسب‌ها: اشعار عرفانی, اشعار عاشقانه, اشعارکوتاه وزیبا
+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم مرداد 1391ساعت 17:15  توسط علی  | 

معنای سکوت...

سکوت همیشه از روی رضایت نیست

گاهی نشانه اعتراض است

گاهی مودبانه خفه شدن است
...

گاهی فداکاری و از خودگذشتگی است

و گاهی ازروی بی تفاوتی است

و چقدر آزار دهنده است این آخری


برچسب‌ها: اشعار عرفانی, اشعار عاشقانه, اشعارکوتاه وزیبا
+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم مرداد 1391ساعت 16:23  توسط علی  | 

دلــــــــــــــم.....!!!

بـــﮧ ســـیــــم آخــــر ..

ســـآز مــــے زنـــــم امـشـَــب

بــــﮧ کـــورـے چـشـــم دنیــــا

کـــــﮧ ســــــآز مـخـــآلــف مـے زنــَــد

بـــآ 
مــَـن ! !



فرقـے نمـے کند !!

بگویم و بدانـے ...!

یا ...

نگویم و بدانـے..!

فاصله دورت نمی کند ...!!!

در خوب ترین جاﮮ جهان جا دارﮮ ...!

جایـے که دست هیچ کسـے به تو نمـے رسد.:
دلــــــــــــــم.....!!!


برچسب‌ها: اشعار عرفانی, اشعار عاشقانه, اشعارکوتاه وزیبا
+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم مرداد 1391ساعت 4:13  توسط علی  | 

من مانده ام و...

من مانده ام و یک برگه سفید!!!
یک دنیا حرف نا گفتنی!!!
و یک بغل
 تنهایی و دلتنگی...
درد دل من در این کاغذ کوچک جا نمی شود!!!
در این سکوت بغض آلود
قطره کوچکی هوس سرسره بازی می کند!
و برگ سفیدم
عاشقانه قطره را به آغوش می کشد!
عشق تو نوشتنی نیست...
در برگه ام , کنار آن قطره
یک قلب کوچک می کشم !
و , وقت تمام است!!!
برگه ها بالا...


برچسب‌ها: اشعار عرفانی, اشعار عاشقانه, اشعارکوتاه وزیبا
+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم مرداد 1391ساعت 0:13  توسط علی  | 

جوابم نکن..!!!!

جوابم نکن مردم از ناامیدی 
شاید عاشقم شی خدا رو چه دیدی 
خیال کن جواب منو دادی اما 
عزیزم جواب خدا رو چی میدی 
همینجوری اشکام سرازیر میشن 
دیگه از خودم اختیاری ندارم 
من از عشق چیزی نمیخام بجز تو 
ولی ازتو هیچ انتظاری ندارم 
صبوریم کمه بی قراریم زیاده 
چقدر بی قرارم منه صاف وساده 
عزیزم چقدر سخته دل کندن از تو 
عزیزم چقدر تلخه کام من از تو 
نذار زندگیم راحت از هم بپاشه 
جوابم نکن مردم از بی جوابی 
یه چیزی بگو پیش از اینکه بمیرم 
بخابم بیا پیش از اینکه بخوابی 
شب از نیمه های زمستون گذشته 
بخوابم بیا پیش از اینکه بمیرم 
اگه پا به خوابم گذاشتی عزیزم 
یه چیزی بگو بلکه اروم بگیرم
 


برچسب‌ها: اشعار عرفانی, اشعار عاشقانه, اشعارکوتاه وزیبا
+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم مرداد 1391ساعت 0:10  توسط علی  | 

من گمان كردم ...

من گمان كردم رفتنت ممكن نیست


رفتنت ممكن شد...

باورش
 ممكن نیست



ساعت از نیمه شب گذشته...

و من به این می اندیشم...

اگر عشق کاری که با من کرد با تو می کرد...

چند روز 
دوام می اوردی؟؟؟


1


اهـل پنهـان کـاری نیستـم اعتـرافـ میکـنم :

زمـانـی دل ِ یکـی را سوزانـدم حـالـا یکـی ...

یکـی ...

یکـی ،

دلـم 
را میـسوزانـند


برچسب‌ها: اشعار عرفانی, اشعار عاشقانه, اشعارکوتاه وزیبا
+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم مرداد 1391ساعت 4:53  توسط علی  | 

عادت.......نه!!

دلکَم
میدانَم؛توام مثل من
از بودن هاشان
از عادت دادن هاشان
از نبود همیشگی شان
از تکرار این تابع خسته شده ای
به احترام تن زخم دیده ات؛
معادله را عوض می کنَم
بگذار بیایند و بروند
غصه نخور
عادت را خط زده ام..!


برچسب‌ها: اشعار عرفانی, اشعار عاشقانه, اشعارکوتاه وزیبا
+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم مرداد 1391ساعت 4:50  توسط علی  | 

عشق.....تورا نگاه میکنم

تو را نگاه می کنم 

خورشید چند برابر می شود و روز را روشن می کند! 

بیدار شو 

با قلب و سر رنگین خود 

بد شگونی شب را بگیر 

تو را نگاه می کنم و همه چیز عریان می شود 

زورق ها در آب های کم عمقند... 

خلاصه کنم:دریا بی عشق سرد است! 

جهان این گونه آغاز می شود: 

موج ها گهواره ی آسمان را می جنبانند 

(تو در میان ملافه ها جا به جا می شوی 

وخواب را فرا می خوانی) 

بیدار شو تا از پی ات روان شوم 

تنم بی تاب تعقیب توست! 

می خواهم عمرم را با عشق تو سر کنم 

از دروازه ی سپیده تا دریچه ی شب 

می خواهم با بیداریِ تو رویا ببینم! 


برچسب‌ها: اشعار عرفانی, اشعار عاشقانه, اشعارکوتاه وزیبا
+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم مرداد 1391ساعت 14:35  توسط علی  | 

خدایا.........................!!

ﺧﺪﺍﯾﺎ 
ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﻡ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺍﺯ ﺗﻮ ﺑﻨﻮﯾﺴﻢ 
ﺑﯽ ﺁﻧﮑﻪ ﺩﺭ ﺟﺴﺘﺠﻮﯼ ﻗﺎﻓﯿﻪ ﻫﺎ ﺑﺎﺷﻢ 
ﺑﯽ ﺁﻧﮑﻪ ﻭﺍﮊﻩ ﻫﺎ ﺭﺍ ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ ﮐﻨﻢ 
ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﻡ ﺍﺯ ﺗﻮ ﺑﻨﻮﯾﺴﻢ 
ﮐﻪ ﻣﯽ ﺩﺍﻧﻢ ﻫﻨﻮﺯ ﺩﻭﺳﺘﻢ ﺩﺍﺭﯼ ... 
ﻫﺮ ﺳﭙﯿﺪﻩ ﺩﻡ 
ﯾﮏ ﺳﺒﺪ ﻣﻬﺮﺑﺎﻧﯽ ﺍﺯ ﺗﻮ ﺩﺭﯾﺎﻓﺖ ﻣﯽ ﮐﻨﻢ 
ﭘﺲ ﺍﺷﮏ ﻫﺎﯾﻢ ﺭﺍ ﭘﺎﮎ ﻣﯽ ﮐﻨﻢ ... 
ﺯﯾﺮﺍ ﺗﻮ ﺧﺎﻟﻖ ﭼﺸﻢ ﻫﺎﯼ ﻣﻦ 
ﻣﺤﺒﺖ , ﺻﺒﻮﺭﯼ , ﺷﮑﯿﺒﺎﯾﯽ ﺭﺍ ﻧﯿﺰ ﺑﻪ ﻣﻦ ﺍﺭﺯﺍﻧﯽ ﺩﺍﺩﻩ ﺍﯼ 
ﺍﺷﮏ ﻫﺎﯾﻢ ﺭﺍ ﭘﺎﮎ ﻣﯽ ﮐﻨﻢ ﻭ ﺁﺭﺍﻡ ﻣﯽ ﮔﯿﺮﻡ 
ﺯﯾﺮﺍ ﻣﻦ ﺑﺎ ﻋﺸﻖ ﺗﻮ ﻣﯿﺜﺎﻕ ﺑﺴﺘﻪ ﺍﻡ 
ﻭ ﺑﻪ ﺁﻥ ﺍﯾﻤﺎﻥ ﺩﺍﺭﻡ ...


برچسب‌ها: اشعار عرفانی, اشعار عاشقانه, اشعارکوتاه وزیبا
+ نوشته شده در  دوشنبه دوم مرداد 1391ساعت 11:50  توسط علی  | 

عشقمـــــــــــــــــــــ...

ای کاش احساسم هویدا بود


                                                 ، در بستر قلبم نمی آسود
           

      یا در سیاهی دو چشمانم 


                                                 ، خاموش نمیگشت و نمی آلود


برچسب‌ها: اشعار عرفانی, اشعار عاشقانه, اشعارکوتاه وزیبا
+ نوشته شده در  یکشنبه یکم مرداد 1391ساعت 9:58  توسط علی  |